![]() |
|
امین (قسمت سوم) خود سونيا فکر نمي کرد که دور بودن از من ميتونه خيلي خيلي بهش سخت بگذره اين شد که از اونجايي که دختر قدي بود زنگ زد به فرناز گفت يه زنگ بزنيد به امين بگين من تنهام و راضيش کنيد که به من زنگ بزنه .
از اونجايي که به باباش قول داده بودم که ديگه باهاش حرف نزنم اول بهش زنگ نزدم ولي چون خودم دلم خيلي براش تنگ شده بود بهش زنگ زدم
خلاصه من مثلا نمي دونم که اون خاسته،باهاش حرف زدم
خلاصه دوباره برگشتيم پيش هم که تا سه هفته بعدش دوباره بهم گفت نمي خواد با من بمونه و ميخواد درس بخونه با اين که اصلا راضي نبودم و مي دونستم اين هم يه بازي جديدش هست قبول کردم .
اون واسم يه سگ خيلي گنده خريد و وقتي من خونه بودم با پيک واسم فرستاد .
يه سگ گنده و خيلي نرم .
تو نامش هم نوشته بود که هر وقت دلم براش تنگ ميشه اونو بقلش کنم .
منم اسم اون سگ رو گذاشتم قل قلي . شبها هم با قل قلي مي خوابيدم .
فرناز و زوح الله تو گلد کوییست عضو بودن .
براي اينکه بتونم سونيا رو فراموش کنم منو پرزنت کردن .
هر روز من رو با خودشون مي بردن و مياوردن .
که واقعا ازشون ممنونم چون خيلي بهم کمک کردن . تو اين مدت هم از طريق اونه از سونيا با خبر ميشدم .
سونيا تو اون نامه يه شعر هم نوشته بود .
اين خلاصه اي از اون نامه هست :
سلام ببين اميدوارم با ديدن اين ياد من نيفتي چون به هر حال زياد شبيه نيستيم . درسا تو خوب ، خوب بخون . ( سونيا ) روزي ما دوباره کبوتر هايمان را پيدا خواهيم کرد و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت
|
صفحه اصلي پست الکترونیک بهمن 1384 دی 1384 پیوندها دختراي بي جنبه نيان تو اوخ ميشن برو بابا دلت خوشه (سارا) مهدی وحید_64_64 و این نیز بگذرد مریم و سعید سپیده(رد پا) جوکای با حال برای آدمای با حال دانلود بهترین ها جدیدترین اس ام اس های دنیا اینجاست از جنس بودن امین مهسا فرزاد ترانه های مینا مانيا |